شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۷۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه خسته میکنی ای جان به غمزه خاطر مردمیکی نگر سوی غمدیدگان به چشم ترم
۲
شنیده ام که تو گفتی بد است حال فلامیرا که گفت که بگشا دهن به غیبت مردم
۳
شبی که با تو نشیئم کدام بخت و سعادتدمی که با تو بر آرم کدام ناز و تنعم
۴
اگر به صدر چمن میگذشت سرو به بالابه عهد قد تو دیگر نداشت حد تقدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth