شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۷۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حقوق ناز و عتاب حبیب من دانمتو حق شناس نئی ای رقیب من دانم
۲
نهاده بر سر خوان عشق او کباب جگربه نیت که نهاد آن نصیب من دانم
۳
چو من کشیده ام از جور او بسی فریادچه‌ها کشید ز گل عندلیب من دانم
۴
نهفته‏ معنى‏ نازک بسى است در خط يار تو فهم آن نکنی ای ادیب من دانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth