خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی بیار شیشه می تا به هم خوریمکز چرخ شیشه باز جگر خون چو ساغریم
۲
کشتیست جام باده و غم بحر پر ز موجکشتی روانه ساز کزین ورطه بگذریم
۳
مطرب طلب کنیم و به بزم آوریم چنگور چنگمان بدست نیاید نی آوریم
۴
رند شرابخانه به سر میبرد سبوما هم بر آن سریم که با او به سر بریم
صفحهٔ ۱ از ۲