خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که ز حسرت رخت چشم به ماه کرده امسوخته ماه و زهره را سینه چو آه کرده ام
۲
در خور تیغ دیده ام پیش تو فرق خویش رااز تو به آفتاب اگر نیز نگاه کرده ام
۳
گرچه ز خون کشتگان گشت رقیب سرخ رویباز منش به درد دل روی سیاه کرده ام
۴
ناصع اگر به بینیم روی به خاک راه اوهیچ مگوی کز تو به روی به راه کرده ام
صفحهٔ ۱ از ۲