خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق تو داغ بندگی باز کشیده بر دلمنام و نشان مقبلی شد به غم تو حاصلم
۲
پیش دو دیده قدر من بین که میان مردمانغیر خیال روی نو کی ننهد مقابلم
۳
نیست عذاب خواندهای نامزد بهشتیاناز نظرم مران چو شد خاک در تو منزلم
۴
درد دلم طبیب گو زود مکن معالجتپرسش دیر دیر تو به ز شفای عاجلم
صفحهٔ ۱ از ۲