خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمریست که از خلوته در میکده مسئوریمشب مست و سحر گاهان چون چشم تو مخموریم
۲
کس بوی ریا نشنید از خرفة ما رندانچون دور به صد فرسنگ از زاهد مغروریم
۳
پی برده بکوی تو تا بافت بوی توآسوده به روی تو از جنت و از حوریم
۴
حیران جمال نو ما سوختگان یک یکپروانه آن شمعیم مستغرق آن نوریم
صفحهٔ ۱ از ۲