شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۷۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر بی تو یک دو دم من بیمار زیستماز غمزه تو خسته و انگاره زیستم
۲
از من چو نیم ناز دگر داشتی دریغچون صید نیم کشته به ناچار زیستم
۳
تن گرچه روز هجر زدی باز شد هلاکشرمنده ام ز بار که بسیار زیستم
۴
رضوان به روضة خضر به آب حیات زیستمن با خیال آن لب و رخسار زیستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth