خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تو سر خواهی ز من سر با تو ببارم به چشمسر چه باشد هرچه دارم در نظر آرم به چشم
۲
گفته بردار از خاک در ما روی خویشگرچه گردست آن نه رو آن گرد بردارم به چشم
۳
گفته نظاره رویم به چشم من گذارچون نوع چشم دیگری غم نیست بگذارم به چشم
۴
گفته از دور به شمر عقدهای زلف منگرچه بی انگشت دشوارست بشمارم به چشم
صفحهٔ ۱ از ۲