خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر جان ز من دلشده خواهی بسپارمور دیده روشن طلبی در نظر آرم
۲
رانی ز در خویشم و صد عذر بیاریسوگند به باری که من این در نگذارم
۳
گر چشم ترا بار کشی روی نمودستمن نیز بدان شیوه به چشم تو که بارم
۴
گفتم به قدش هیچ نداری سوی ما میلگفتا که بلی من الفم هیچ ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲