خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر خود هزار سنگ ملامت به سر خورمچندان که زندهام غم آن سیمبر خورم
۲
آبی که از سفال سگانش رود به حلقبه زآن شراب لعل که از جام زر خورم
۳
ریزم به باده خون جگر گره برم به کاربی روی بار باده به خون جگر خورم
۴
آید خوشم چو باد که بر فرگی زندمشتی که از رقیب نو بر چشم تر خورم
صفحهٔ ۱ از ۲