خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت یار از غیرِ ما پوشان نظر گفتم: به چشم!وآنگهی دزدیده در ما مینگر گفتم: به چشم!
۲
گفت: اگر یابی نشان پای ما بر خاک راهبرفشان آنجا به دامنها گهر گفتم: به چشم!
۳
گفت: اگر بر آستانم آب خواهی زد ز اشکهم به مژگانت بروب آن خاکِ در گفتم: به چشم!
۴
گفت: اگر سر در بیابان غمم خواهی نهادتشنگان را مژدهای از ما ببر گفتم: به چشم!
صفحهٔ ۱ از ۲