خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیممحنت عشق تو بر راحت جان بگزیدیم
۲
پیش از آن دم که نبود از دل و جان آثاریدر میان دل و جان مهر تو می ورزیدیم
۳
تا بغایت دل و جان مهر تو میورزیدیمدر بروی همه بستیم چو رویت دیدیم
۴
خلق در عشق تو بروجه نصیحت ما راهرچه گفتند شنیدیم ولی نشنیدیم
صفحهٔ ۱ از ۲