شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۷۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که از وصل تو ای دوست جدا می باشمسال و مه منتظر وصل شما می باشم
۲
درد عشق تو مرا کشت دوا کن جاناکاندر این درد به امید دوا می باشم
۳
صبحدم باد صبا چون ز تو آرد پیغامهمه شب منتظر باد صبا می باشم
۴
به تمنای وصال تو که بابم روزیاندر غم و هجران و بلا می باشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth