خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من و درد تو آنگه باد مرهمنباشد این قدر دردی مرا هم
۲
حدیثم از کم و افزون جز این نیستکه افزون باد این درد و دوا کم
۳
به خون ریزم اجازت چیست گفتیاجازت اینه که بسم الله همین دم
۴
نه بینم هرگز آن روزی که بی دوستبه بینم سینه بی غم دیده بینم غم
صفحهٔ ۱ از ۲