خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نرود نقش خیال تو زمانی ز ضمیرمخود من ساده درون صورت غیری نپذیرم
۲
مرده ام در هوس آنکه بود فرصت آنمکه نهی پای درین دیده و در پای نو میرم
۳
حال خود با که بگویم که شکایت ز تو دارمبا خلاص از که بجویم که به دام تو اسیرم
۴
به قلم صورت اخلاص نوشتن چه ضرورتچون ضمیر تو بود واقف اسرار ضمیرم
صفحهٔ ۱ از ۲