خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شبی خاک درت از گریه پرخون میکنمچهره شمعی به آب دیده گلگون میکنم
۲
در به رویم بستی و من بر امید فتح بابدر کنار بحر دیده دم به دم خون میکنم
۳
آه گرمم خانه دل تا نسوزاند به دممیزنم هر ساعتش از خانه بیرون میکنم
۴
در نگیرد گفتوگوی حاسدان در من که منهمچو شمع از سرزنش سوز دل افزون میکنم
صفحهٔ ۱ از ۲