خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برگ گل خواندمش از لطف برنجید ز منمگر این نکته رنگین نپسندید ز من
۲
آن پری چهره که دیوانه خویشم گرداندچه خطا رفت که چون بخت بگردید ز من
۳
ظاهرا برگ کسی نیست چو گل سرو مراورنه چون غنچه چرا روی بپوشید ز من
۴
تا به مهر تو چو ابروی تو پیوستم دلچون سر زلف بر آشفتی و ببرید ز من
صفحهٔ ۱ از ۲