خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا رفتی از برم شده ام زار و ناتوانبازآ که دل شود ز وصال تو شادمان
۲
از در درا ز لطف که میباشدم همیرا مهر رخ تو در دل و نام تو بر زبان
۳
تا دور گشتی از بر من أی انیس دلاز درد اشتیاق ز دل می کشم فغان
۴
نا مهربانی از تو نبود انتظار منبا من ز راه لطف و کرم باش مهربان
صفحهٔ ۱ از ۲