خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک دل گفت آن دو چشم و دل ز تیر غمزه خونترک از ده رفت و سهم او نرفت از ده برون
۲
چون نهاد از رسمه زه برطاق ابرو گفتمشنیست چون چشم تو شوخی زیر طاق نیلگون
۳
عاشق فرد از ستون خیمه هم در وحشت استساخت فرهاد از پی این خانه خود بیستون
۴
طالب سیمرغ باش و کیمیا لیکن مجویدر بتان مهر و وفا با عاشقان صبر و سکون
صفحهٔ ۱ از ۲