خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش است بر لب معشوق مست بوسیدنبه باد روی دلارام باده نوشیدن
۲
چه عمر خوش که گذشتی بوصل یار مرااگر مراد میسر شدی به کوشیدن
۳
رنیم ار چه نصیحت کند ولی نتوانبه بانگ هر سگی از کوی دوست گردیدن
۴
بتاز کام دل خود ز باغ رخسارتگلی چنانکه تو دانی کجا توان چیدن
صفحهٔ ۱ از ۲