خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زیر پا دامن کشان زلف دوتای او ببینبر زمین افتاده چندین سر برای او ببین
۲
جنت اعلی و طوبی فکر دور است و درازبرگذر زان کوی و قند دلربای او ببین
۳
تونیا را گر خیال چشم روشن کردنستگو به چشم ما بیا و خاک پای او ببین
۴
گه به غمزه جنگ جوید گه بعارض آشتیهر زمان با این و آن جنگ و صفای او ببین
صفحهٔ ۱ از ۲