شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۸۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کارم ز دست شد نظری کن بکار منبنگر بکار بنده خداوندگار من
۲
فارغ شدم ز جنت و فردوسی و حورعینتا اوفتاد بر سر کویش گذار من
۳
بس جان نازنین که چو گل میرود به باد در پای سروناز تو ای گلعذار من
۴
 تا جلوه کرد سرو قدت بر کنار چشمخالی نگشت آب روان از کنار من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth