خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو بوسم که گفتی اگر گویم آن کومرا آن زبان کو ترا آن دهان کو
۲
کمر گفته بودی که بندم بخونتکمر خود ببندی نگونی میان کو
۳
دلت زود گفتی بر آتش نشانمنشانی ولیکن ازین دل نشان کو
۴
فشاندم سر زلف نو ریخت جانهابرین در چو من عاشق جانفشان کو
صفحهٔ ۱ از ۲