خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تیر کشی از طرف غمزهٔ جادوصد آه کشد از جگر سوخته آهو
۲
خونم چو شود ریخته مستی کند آن چشماز ریخته ذوق است و طرب در سر هندو
۳
صد حسن به آن رخ تو به یک دفعه فروشیمه رفت به میزان که فرو شد به ترازو
۴
زان چشم دل گمشده پرسیدم و زآن خالخاک تو نشان داد به لب چشم به ابرو
صفحهٔ ۱ از ۲