شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۹۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای از حدیث زلف توام بر زبان گرهبگشای برقع از رخ و از زلف آن گره
۲
چشمم گلی نچید ز باغ رخت هنوزتا کی زند دو زلف تو بر ابروان گره
۳
زلفت دلم بیست و در آویخت از هواجز باد دلگشا که گشاید چنان گره
۴
خوبان که دانه دانه کنند اشک عاشقاناز ساحری زننده بر آب روان گره
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth