خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای با لب شیرین سخنت تلخ فتادهشد در همه خلق از نمکت شور زیاده
۲
ابروت کمان بر من بیچاره کشیدهچشمانت کمین بر دل خونخواره گشاده
۳
از نوع بشر چون بشرت دیده ندیدهاز جنس پری چون تو پریزاد نزاده
۴
در باغ هی سرو به امید قبولیدر خدمت بالای نو برپای ستاده
صفحهٔ ۱ از ۲