خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد آرد بر من بوی تو ناگه ناگهکو گذر میکند از کوی تو ناگه ناگه
۲
اندک اندک ز صبا بسته دلم بگشایدچون زهم باز کند موی تو ناگه ناگه
۳
گرچه هندوست خود آن زلف چه دولت یاریستسر نهاد بر سر زانوی تو ناگه ناگه
۴
مشمر عیب که دیوانهام و ماه نو استگر کنم چشم بر ابروی تو ناگه ناگه
صفحهٔ ۱ از ۲