شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۹۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیروی او ز دیدهٔ بینا چه فایدهرفتن به باغ بهر تماشا چه فایده
۲
چون تشنه را ز حسرت او جان بلب رسیدکردن لب فرات تمنا چه فایده
۳
وزرحمتی که می رسد از رخ به خاک پاشآن شوخ را ز درد سرما چه فایده
۴
زحمت مبین و رنج مبر ای طبیب مناین درد عاشقیست مداوا چه فایده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth