خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در پای تو تنها به سر ماست فتادهخلقیست به آن خاک قدم روی نهاده
۲
از بیم رقیب تو کزین در همه را راندخون مژهای پیش تو یک دم نستاده
۳
دل مهر لب لعل تو دارد همه دانندپیدا بود از جام تنک جوهر باده
۴
شرمنده نیم از دهن او بدو بوسیکآن وعده بسی داده ولی هیچ نداده
صفحهٔ ۱ از ۲