خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب یار برهم چرا زد ز پستهچه موجب شکستن ز مشتی شکسته
۲
شکر پیش آن لب دروغیست شیرینبیا به چندین گره بر نی قند بسته
۳
بر آن آب عارض خط نازک اور غباریست بر خاطر ما نشسته
۴
بچینم به مژگان همه خار راهشکز آسیب پایم نگردند خسته
صفحهٔ ۱ از ۲