خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما جگر سوختگان داغ تو داریم همهمرهمی بخش که مجروح و نگاریم همه
۲
ساقیا گر نظری هست به مخمورانتبدو چشم تو که در عین خماریم همه
۳
درد دردی زخم عشق به پیمانه برارکز طرب نعره مستانه برآریم همه
۴
سیل مژگان و نم دیده اگر می طلبیهر چه زینها طلبی در نظر آریم همه
صفحهٔ ۱ از ۲