خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به رخسار مه از غالیه چوگان زدهایرقم غالیهسان بر مه تابان زدهای
۲
بلبل مست نمیآید از این حال به هوشچو سراپرده مشکین به گلستان زدهای
۳
سنبل تازه بر آن عارض گلرنگ تراخط سبزیست که بر دفتر خوبان زدهای
۴
با چنین قامت زیبا که تو داری صنماو بر راستی سرو خرامان زدهای
صفحهٔ ۱ از ۲