خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر ز محنت دنیا خلاص میطلبیبنوش باده گلگون ز شیشه حلبی
۲
چنان به آب عنب تشنهام که صورت آنبرون نمیرودم از حدیقة عنبی
۳
شراب و شاهد و سیم و زرم طفیل تو بادفداک اصل مرامی و تها طلبی
۴
اگر نه سایهٔ میخانه بر سرت باشدز روزگار ببینی هزار بوالعجبی
صفحهٔ ۱ از ۲