خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آفتاب روی تو در اوج دلبریپروانه چراغ رخت شمع خاوری
۲
سودای زلف تست که روزم سیاه کردتا خود به حسن رونق خورشید می بری
۳
زاف است آنکه حلقه زند گرد آفتاببا مشک می دمد ز بناگوش مشتری
۴
بالای دل فریب تو گویم به راستیسرویست گلعذار به بستان دلبری
صفحهٔ ۱ از ۳