شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۹۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل این بیچارگی و مستمندی تا به کیچون نداری روی درمان دردمندی تا به کی
۲
بر دل پرخون من بگریست امشب چشم جامشمع مجلس را بگو کاین هرزه‌خندی تا به کی
۳
از هواداران ما و تو چو مستغنی است یارای رقیب این چاپلوسی و لوندی تا به کی
۴
پیش قد بارهای سرو سهی شرمی بداردر چمن با پای چوبین سربلندی تا به کی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth