شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۹۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دهان تو قند و لب همه میقند پیش لب تو لیس بشی
۲
تیر از آن قد نهاده سر بگریزبیشکر دور نیست ناله نی
۳
راز ما فاش کرد خون سرشکتو کمان را چه می کنی در پی
۴
سوختی جان ما به غمزه و زلفچند ریزیم خاک بر سر وی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth