خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این چه نبهاست وین چه شیرینیوآن چه گفتار و آن شکر چینی
۲
صورت جان در آب عارض بینبا چنان رخ رواست خود بینی
۳
گرمنت پیش خویش بنشانمتو نه آن آتشی که بنشینی
۴
سوز جانم که کشته آنمریز خونم که تشنه اینی
صفحهٔ ۱ از ۲