خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازم از طلعت خود دیده منور کردیمجلس من بسر زلف معطر کردی
۲
بر سر کشته هجران گذری از سر مهرخیر مقدم قدم آوردی و در خور کردی
۳
به مقابل نبود . با تو مگر دیدی رویکه بر آئینه رخ خویش برابر کردی
۴
ملک دلها غم روی تو به تاراج ببردتا برو مملکت حسن مقرر کردی
صفحهٔ ۱ از ۲