خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با مسکنت و عجز و ضعیفی وفقیریدارم هوس لطف تو وای ار نپذیری
۲
با من نظری کن ز سر لطف و بزرگیهر چند که در چشم نیایم ز حقیری
۳
کامی ز لب لعل تو شاید که برآیدبا من چو میان خود اگر ننگ نگیری
۴
سلطانی من چیست گدائی ز نو کردنآزادی من چیست به دام تو اسیری
صفحهٔ ۱ از ۲