خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو سروی و گل خندان همانکه میدانیرخ نو شمع و شبستان همانکه میدانی
۲
نماز شام تو پیدا شدی و شد فی الحالز شرم روی تو پنهان همانکه میدانی
۳
اب تو آرزوی جان مردم است و مرااز آن لب آرزوی جان همانکه میدانی
۴
اگر بوصل مداوای ریش دل نکنیرود ز دیدهٔ گریان همانکه میدانی
صفحهٔ ۱ از ۲