خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چرا به تحفه دردم همیشه ننوازیبه ناز و شیوه نسوزی مرا و نگدازی
۲
خس توایم همه کار خس چه باشد سوزتو آتشی و توانی که کار ما سازی
۳
به دست نیغ تو کار جراحت دل ریشمام نا شده خواهم که از سر آغازی
۴
به زیر پا شکند هرچه افتد این عجیبستکه بشکند دلم از زیر پا نیندازی
صفحهٔ ۱ از ۲