خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دیده در دل دیوانه رفتیز منظرها به خلوت خانه رفتی
۲
دلت می خواست چون گنجی روان گشتروان گشتی سوی ویرانه رفتی
۳
صبا بادت بریده با بصد جاچرا در زلف او چون شانه رفتی
۴
بکویش آمدن ای دل ترا ساختکه هشیار آمدی دیوانه رفتی
صفحهٔ ۱ از ۲