خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام سر که ندارد دماغ سوداییکدام دل که بود خالی از تمنایی
۲
کجاست پای روانی کدام دست و دل استنیست بسته به زنجیر زلف زیبایی
۳
مکن ملامتم ای مدعی در این دعویهست در سر هر کس به قدر سودایی
۴
چو صبح اگر نفسی میزنم ز مهر مهیستبود هر آینه این دم زدن هم از جایی
صفحهٔ ۱ از ۲