خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من کیم گفتی که گویم خاک نعلین منیماه من تا چند نعل باژگونه میزنی
۲
گفته بودی دامنم روزی به دست افتد تراوعده افتادگان در پای تا کی افکنی
۳
دم به دم آهنگ رفتن میکنی از پیش منعمری ای اندک وفا چون عمر از آن در رفتنی
۴
من سزایم گفته در کشتن تو ای رقیبراست میگویی تو دشمن خود نهای ای کشتنی
صفحهٔ ۱ از ۲