خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست بهای جان بسی پیش تو چون کشد کسیدر نظرت جهان و جان نیست به قیمت خسی
۲
شادی جان اگر توئی نیست غم جهان مراغصه چه وحشت آورد با رخ چون تو مونسی
۳
از لب و غمزة توأم باده پرست و مست همباده و ساقئی چنین نیست به هیچ مجلسی
۴
زیر دو لبه سه بوسه ام گفتی و چشم چار شدچون به یکی نمیرسی وعده چه میدهی بسی
صفحهٔ ۱ از ۲