→ دیوان اشعارصائب
صائب
متفرقات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۲۱شوربختی ز دو چشم تر ما می بارد←شمارهٔ ۳۲۲هر که را می نگری شکوه ز قسمت دارد←شمارهٔ ۳۲۳ناله ام کاوش ازان خنجر مژگان دارد←شمارهٔ ۳۲۴نمک لعل تو کی چشمه حیوان دارد؟←شمارهٔ ۳۲۵اشک ما آتش حل کرده به دامن دارد←شمارهٔ ۳۲۶چمن خلد کی این لاله و نسرین دارد؟←شمارهٔ ۳۲۷با رخت آینه خوش عیش تمامی دارد←شمارهٔ ۳۲۸خنک آن دل که ز وسواس تمنا گذرد←شمارهٔ ۳۲۹رهنوردی که مدارش به توکل گذرد←شمارهٔ ۳۳۰داغم از خنده بیهوده خود، می ترسم←شمارهٔ ۳۳۱قطع امید ازان زلف دوتا نتوان کرد←شمارهٔ ۳۳۲برو ای غیر به ما داغ محبت مفروش←شمارهٔ ۳۳۳هر که شبها ز سر زانوی خود بالین کرد←شمارهٔ ۳۳۴هر کجا از خط سبز تو سخن می خیزد←شمارهٔ ۳۳۵مرغ من در بغل بیضه هم آزاد نبود←شمارهٔ ۳۳۶نکشم ناز بتی را که جفاجو نبود←شمارهٔ ۳۳۷مصر روشن ز جمال مه کنعان نشود←شمارهٔ ۳۳۸رام عاشق نشدن، کام زلیخا دادن←شمارهٔ ۳۳۹سخنی کز دهن تنگ تو برمیآید←شمارهٔ ۳۴۰خون به جوشم ز خط غالیهگون میآید←شمارهٔ ۳۴۱مگر از ناله بلبل دل ما بگشاید←شمارهٔ ۳۴۲گلی از عیش نچیدم که ملالی نرسید←شمارهٔ ۳۴۳دو دل شوم چو به زلفش مرا نگاه افتد←شمارهٔ ۳۴۴کجا دماغ تو گرم از شراب میگردد؟←شمارهٔ ۳۴۵درین ریاض کسی خوشه اش دو سر دارد←شمارهٔ ۳۴۶کسی که کاوش عشقی درون خود دارد←شمارهٔ ۳۴۷چو دست خود به دعا می پرست بردارد←شمارهٔ ۳۴۸لبش به ظاهر اگر حرف شکرین دارد←شمارهٔ ۳۴۹شراب روز دل لاله را سیه دارد←شمارهٔ ۳۵۰ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد←شمارهٔ ۳۵۱به حسن، خیرگی ما چه می تواند کرد؟←شمارهٔ ۳۵۲به آه سرد دل خود دو نیم باید کرد←شمارهٔ ۳۵۳ز سرنوشت قضا احتراز نتوان کرد←شمارهٔ ۳۵۴سخن چو هر دو لب او به یکدگر می خورد←شمارهٔ ۳۵۵سبکروی به صف دشمنان شبیخون زد←شمارهٔ ۳۵۶چو شبنم آن که دل خویش با صفا سازد←شمارهٔ ۳۵۷غریب کوی تو در هر کجا وطن سازد←شمارهٔ ۳۵۸دل رمیده به این خاکدان نمی سازد←شمارهٔ ۳۵۹غبار خط چو به عزم نبرد می خیزد←شمارهٔ ۳۶۰به دل علاقه نداریم تا به جان چه رسد←