شعر را زندگی کن
انوری

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در مدح ملک عادل یوسفملک یوسف ای حاتم طی غلامت←قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در مدح ملک‌الامرا طغرل تگینطغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد←قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در مدح صاحب صدر طاهربن مظفرباغ سرمایهٔ دگر دارد←قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - در مدح ملک بدرالدین سنقرعید بر بدر دین مبارک باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در مدح ابوالفتح ناصرالدین طاهرآفرین بر حضرت دستور و بر دستور باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - در وصف عمارت ممدوحاین همایون مقصد دنیا و دین معمور باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷ - در مدح امیرالامرا عزالدین طغرل تگینایام زیر رایت رای امیر باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - در تهنیت نوروز و مدح عمادالدین پیروزشاهخسروا روزت همه نوروز باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در مدح علاء الدینصاحبا عید بر تو خرم باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ - در مدح سلطان‌الخواتین عصمةالدین مریمهزار سال زیادت بقای خاتون باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - در مدح عمادالدین فیروز شاه امیر خراسانخدایگانا سال نوت همایون باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهرصاحبا جنبشت همایون باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان سلیمان شاهملکا مملکت به کام تو باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در مدح سلطان سنجرخسروا بخت همنشین تو باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در تهنیت عید و مدح پیروزشاهای عید دین و دولت عیدت خجسته باد←قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالحسن مجدالدین علی عمرانیاکنون که ماه روزه به نقصان در اوفتاد←قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در مدح ملک معظم پیروزشاهای به شاهی ز همه شاهان فرد←قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در تعریف قصر و عمارتی که ناصرالدین در باغ ساخته بودای نمودار سپهر لاجورد←قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در مدح سلطان سنجرتا ملک جهان را مدار باشد←قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - ایضا در مدح سلطان سنجرگر دل و دست بحر و کان باشد←قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - تقاضای تشریف از مخدومای خداوندی که هرکه از طاعتت سربرکشد←قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ - در مدح جلال‌الوزراء احمدبن مخلصخیزید که هنگام صبوح دگر آمد←قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح اکفی الکفات امیر ضیاء الدین احمد عصمیخدای جل جلاله ز من چنین داند←قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ - در مدح رکن‌الدین مفتی گفته در وقتی که حکیم با تاج عمزاد نزاع و دعوایی داشته و مایل بوده که آن مرافعه پیش او برند و تاج عمزاد به مفتی دیگر میل داشته استدر دین چو اعتصام به حبل متین کنند←قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در مدح امیر عزالدین طوطی بکخراب کرد به یکبار بخل کشور جود←قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - در مدح امیر علاء الدین محمدهرکرا در دور گردون ذکر مقصد می‌رود←قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیطبعم به عرضه کردن دریا و کان رسید←قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - در مدح نظام‌الملک صدرالدین محمد میراب مروشبی گذاشته‌ام دوش در غم دلبر←قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - در مدح یکی از فرزندان نظام‌الملک استای به رفعت ز آسمان برتر←قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکن‌الدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجربه سمرقند اگر بگذری ای باد سحر←قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهرمست شبانه بودم افتاده بی‌خبر←قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ - در مدح میرآب مرو صاحب سعید صدر الدین نظام‌الملکنماز شام چو کردم بسیج راه سفر←قصیدهٔ شمارهٔ ۷۳ - در صفت بغداد و مدح ملک الامرا قطب الدین مودود شاهخوشا نواحی بغداد جای فضل و هنر←قصیدهٔ شمارهٔ ۷۴ - در مدح صاحب ناصرالدین نصرة الاسلام ابو المناقبچو از دوران این نیلی دوایر←قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - در مدح وزیر علاء الدین بوبویهچو زیر مرکز چرخ مدور←قصیدهٔ شمارهٔ ۷۶ای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر←قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷زهی بقای تو دوران ملک را مفخر←قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیدی چون بشکست شهنشاه فلک نوبت بار←قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیرکبیر ضیاء الدین مودود احمد عصمیدوش از درم درآمد سرمست و بی‌قرار←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ - در مدح صدرالزمان علاء الدین محمود خراسانیباد شبگیری نسیم آورد باز از جویبار←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth