شعر را زندگی کن
انوری

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ - در مدح صاحب سعید جلال‌الوزرا عمربن مخلصهندویی کز مژگان کرد مرا لاله قطار←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ - در تهنیت عید و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهردی بامداد عید که بر صدر روزگار←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهرای به خوبی و خرمی چو بهار←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در مدح امیر ناصرالدین قتلغ شاهشب و شمع و شکر و بوی گل و باد بهار←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ - در مدح سلطان اعظم سنجرآب چشمم گشت پر خون زاتش هجران یار←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ - در مدح شمس‌الدین اغل بیکدوش در هجر آن بت عیار←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ - (گویا در ادامهٔ قصیدهٔ دی بامداد عید که بر صدر روزگار ...)کای کاینات رابه وجود تو افتخار←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ای روزگار دولت تو روز روزگار←قصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ - در مدح خاقان اعظم پیروزشاه عادلحبل متین ملک دو تا کرد روزگار←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۰ - در مدح امیر اسفهسالار نصرةالدین تاج‌الملوک ابوالفوارسای در نبرد حیدر کرار روزگار←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ - در مدح یکی دیگر از بزرگانای در هنر مقدم اعیان روزگار←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در مدح دستور ناصرالدین طاهرزهی دست وزارت از تو معمور←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ - در مدح صدر اجل ضیاء الدین منصوررییس مشرق و مغرب ضیاء الدین منصور←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ - در مدح صاحب ناصرالملة والدین ابوالفتح طاهرای ز رای تو ملک و دین معمور←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵بضیاء دولت و دین خواجهٔ جهان منصور←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ - در مدح سلطان فیروز شاهای بهمت برتر از چرخ اثیر←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - در مدح امیر شمس‌الدین اغلبکای بهمت ورای چرخ اثیر←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ - در صفت جشن و مدح صاحب ناصرالدین طاهربن مظفر هنگام معاودت به نیشابورابشروا یا اهل نیشابور اذا جاء البشیر←قصیدهٔ شمارهٔ ۹۹ - در مدح صدر معظم کمال‌الدین مسعود عارضزهی ز بارگه ملک تو سفیر سفیر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهرای به نسبت با تو هرچه اندر ضمیر آمد حقیر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ - در صفت معشوق و مدح امیر ضیاء الدین مودود احمد عصمیبر من آمد خورشید نیکوان شبگیر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح امیر فخرالدین محمد میر آب مروبه فال نیک درآمد به شهر موکب میر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح و تهنیت خدام صاحب ناصرالدین طاهربن المظفر هنگام باز آمدن از زمین غور به جانب هراةموکب عالی دستور جهان آمد باز←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ - در عذر کم‌خدمتی ومدح امیر مودود احمد عصمیزندگانی ولی نعمت من باد دراز←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح شمس‌الدین بهروزای بر اعدا و اولیا پیروز←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیچون مراد خویش را با ملک ری کردم قیاس←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح ناصرالدین طاهربن مظفرزهی دست تو بر سر آفرینش←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح امام بزرگ شیخ قطب الدین ابوالمظفر العبادیای شادی جان آفرینش←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح صفوةالدین مریم خاتونای نهان گشته در بزرگی خویش←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ - در مدح صاحب اوحدالدین اسحقدوش سرمست آمدم به وثاق←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - در مناجات باری تعالیمقدری نه به آلت به قدرت مطلق←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در مدح امیر اسفهسالار فخرالدین اینانج بلکا خاصبکای سپاهت را ظفر لشکرکش و نصرت یزک←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ - در مدح جلال‌الدین محمدای گشته نوک کلک تو صورت‌نگار ملک←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ - در وصف کوشک صدر سعید ابوالحسن عمرانیحبذا کارنامهٔ ارتنگ←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح مخدرةالکبری عصمة الدین مریم خاتونمرحبا موکب خاتون اجل←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ - مدح شیخ امام جمال‌الاسلامای کرده درد عشق تو اشکم به خون بدل←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح ناصرالدین طاهر و وصف ربیعجرم خورشید چو از حوت درآید به حمل←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح دستور نظام‌الملک صدرالدین محمدبه نیک طالع و فرخنده روز و فرخ فال←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ - دشمنان از وی دروغی گفته بودند خلوص خود و عذر مخدوم را گویدای ترا کرده خداوند خدای متعال←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ - در مدح کمال‌الدین ابی‌سعد مسعود بن احمدالمستوفیخدای خواست که گیرد زمانه جاه و جلال←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth