→ دیوان اشعارانوری
انوری
مقطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۶۱لنگ خواهی مرا روا باشد←شمارهٔ ۳۶۲ - التماس کفش کندفخر دین یک التماسست از توام←شمارهٔ ۳۶۳ - در حسب حالاز سخنهای عذب شکر طعم←شمارهٔ ۳۶۴ - در نصیحتغم به تکلف به سر من مبار←شمارهٔ ۳۶۵ - در اشتیاقبه خدایی که در موجودات←شمارهٔ ۳۶۶ - در عزلت و قناعت و جواب سائلی که از حکیم قصهٔ شعر گفتنش پرسید گویددی مرا عاشقکی گفت غزل میگویی←شمارهٔ ۳۶۷کارها را طلب مکن غایت←شمارهٔ ۳۶۸به خدایی که قائمست به ذات←شمارهٔ ۳۶۹ - در ریاضت خاطرچون من به ره سخن فراز آیم←شمارهٔ ۳۷۰ - مذمت ممدوحی که وعدهٔ صله بدو داده و وفا نکردهکردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش←شمارهٔ ۳۷۱ - در مدحای غلامت چو شاد بخت فلک←شمارهٔ ۳۷۲ - در اشتیاقخداوندا همی خواهم که از دل←شمارهٔ ۳۷۳ - از زبان پسران میرداد که یکی طوطی به یک ملقب به ناصرالدین و دیگر عضدالدین است گفته و آنها را ستایش کرده استگیتی به سر سنان گشادیم←شمارهٔ ۳۷۴ - در تمثیلخصم تو و قاعدهٔ ملک تو←شمارهٔ ۳۷۵ - معماعلم آصف گنج قارون صبر ایوب رسول←شمارهٔ ۳۷۶ - شراب خواهدای ز نور شرابخانهٔ تو←شمارهٔ ۳۷۷ - لغز به اسم سلطان سنجر و بیان آنکه عدد نام سنجر با پیغمبران مرسل یکیستای خردمند اگر گوش سوی من داری←شمارهٔ ۳۷۸ - در طلب عفوبزرگا گر خطایی کرده آمد←شمارهٔ ۳۷۹ - مطایبهچو غزنینی به محشر زنده گردد←شمارهٔ ۳۸۰ - در اظهار نیکنفسی خود گفته استمن توانم که نگویم بد کس در همه عمر←شمارهٔ ۳۸۱ - در غیبت پیروزشاه از بلخ و تهنیت قدوم اواحمد مرسل ز خاک مکه چون هجرت گزید←شمارهٔ ۳۸۲ - در شکایت اهل زمانروبهی میدوید از غم جان←شمارهٔ ۳۸۳ - نصیحتکم عیالی سعادتیست که مرد←شمارهٔ ۳۸۴روی بخت خواجه خرم همچو گل←شمارهٔ ۳۸۵ - در مرثیهای جهانت به مهر دل جویان←شمارهٔ ۳۸۶ - در قناعتما را برون ز حکمت یونانیان چو هست←شمارهٔ ۳۸۷ - در طلب شرابخواجه اسفندیار میدانی←شمارهٔ ۳۸۸ - طلب پنبه و روغن کندایا خورشید و مه در پیش رایت تیره و تاری←شمارهٔ ۳۸۹ - نکتهٔ موزوننشاید بهر آداب ندیمی←شمارهٔ ۳۹۰ - در علو همت و کمال نفس خودسگ خشم و خر شهوت که زبونگیری نیست←شمارهٔ ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهدای پایهٔ دانش از دلت عالی←شمارهٔ ۳۹۲ - در شکایتمن از تاثیر این گردنده گردون←شمارهٔ ۳۹۳ - از بزرگی مسحی و رانین خواهدحسام دولت و دین ای خدای داده ترا←شمارهٔ ۳۹۴ - در مدحای جوان بخت پیر ملت و ملک←شمارهٔ ۳۹۵ - در مذمت دشمنان صاحبچهار چیز ز ارکان بارگاه تو باد←شمارهٔ ۳۹۶ - فی اقتراح الذهبای فلک قدری که در انگشت قدر و همتت←شمارهٔ ۳۹۷ - زینالدین عبدالله از استر افتاده و حکیم به عیادت او نرفته بود این قطعه در عذر تقصیر خویش گفتهای بزرگی که از شمایل و قدر←شمارهٔ ۳۹۸ - در مذمت افلاکای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبری←شمارهٔ ۳۹۹ - در مدح سلطان ملکشاه ثانیشادباش ای خسرو عادل عماد دین و داد←شمارهٔ ۴۰۰ - در مدیحبه خدایی که ذات لم یزلش←