→ دیوان اشعارادیب الممالک
ادیب الممالک
مقطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ - خطاب به آقای میرزا احمدخان مدعی العمومچامه من پیش گفتارت بدان ماند که کس←شمارهٔ ۲ - در نکوهش خطیبان بی زبان آغاز مشروطیت فرماید:«بوالعنبس »بود «بوالعنبس » خطیب فحل و شیخ نامور←شمارهٔ ۳خدایگانا من بنده آنکسم که بصدق←شمارهٔ ۴اف بر این دیوان سرا، لعنت بر این دیوان که برد←شمارهٔ ۵دولت جاوید خواهم از در یزدان←شمارهٔ ۶ - ذیل تصویر خود در مدح نقش نقاش نوشتهحبذا نقشی که بنمود آشکارا←شمارهٔ ۷ - ترجمه از عربی در نکوهش جنگجنگ در اول بود بسان عروسی←شمارهٔ ۸ - نقل از روزنامه ادب سال سوم شمارهٔ سوم صفحه بیست و چهارمملک تجرید است بنگاهم که از روز ازل←شمارهٔ ۹کاشکی بودی مرا طبعی چو قلزم در خروش←شمارهٔ ۱۰فراموشم نشد پندی که میگفت←شمارهٔ ۱۱زهی قدت چو نخل طور سینا←شمارهٔ ۱۲ - امام محمد زکریامحمد زکریا طبیب رازی را←شمارهٔ ۱۳همیشه شمس به قصد تو گشته یار زحل←شمارهٔ ۱۴ - خطاب به میرزا احمدخان اشتریالحذر ای مدعی العموم که دزدی←شمارهٔ ۱۵گویند در جزایر بحر وسیط بود←شمارهٔ ۱۶ای که دایم کدیور قلمم←شمارهٔ ۱۷آن شنیدم چو ابوالقاسم مستکفی را←شمارهٔ ۱۸ - در آغاز سلطنت محمد علیشاه و امیدواری به همراهی وی با مشروطه و آزادی فرمایدرایت و دیهیم و خاتم و کمر و تخت←شمارهٔ ۱۹ - ماده تاریخ جلوس محمد علی شاهتا محمد علی شه قاجار←شمارهٔ ۲۰شنیدهام چو سلیمان به تخت داد نشست←شمارهٔ ۲۱مروان بن محمد مروان بن حکم←شمارهٔ ۲۲ - در ستایش فارسبه گرد پارس حصاری ز پارسا گردست←شمارهٔ ۲۳ - قطعهمثل زنند خری را که زیر بار گران←شمارهٔ ۲۴ - در جشن افتتاح مدرسه سادات فرمایدمرغان بهشتی به سحر نغمه سرایند←شمارهٔ ۲۵ - در باب لزوم ختنه فرمایدخداوندا حدیثی با تو گویم←شمارهٔ ۲۶ - در نکوهش رئیس صلح چالمیدان تهران فرمایدبصلحیه چالمیدان بود←شمارهٔ ۲۷گرفتن زن و افعی بسی بود آسان←شمارهٔ ۲۸یکشنبه یازدهم ربیع الاول یکهزار و سیصد و هشت بود که کارگزاران حضرت مستطاب اقدس والا روحی فداه این چاکر خانزاد را در دربار آسمان مدار بخواستند تا شعرخوانی کنم سلطان علیخان که یکی از محترمین محارم خلوت و منشیان آستان اقدس آن حضرت است حاضر بود حضرت ولیعهدی روحی فداه بر سبیل مطایبه بیتی دو سه از چاکر خواستند که مشارالیه را هجا گویم و من چون اطاعت فرمان را ناگزیر بودم با اینکه هجو مردمان گفتن خاصه بزرگان را از قانون فضل و رویت خود دور میدانستم این قطعه را در همان ساعت بگفتم و همگان را باعث آفرین بر من گردید.←شمارهٔ ۲۹شنیده ام که ازین خطه دیر گاهی علم←شمارهٔ ۳۰در فتح ری نمود سپهدار نامدار←شمارهٔ ۳۱بیگانه چو شد رئیس قومی←شمارهٔ ۳۲ - شاه و وزیر و گربه دست آموزشنیده ام که شهی با وزیر خود میگفت←شمارهٔ ۳۳ - در تاریخ تاسیس بیمارستان زنان و کودکان تهراندر عهد شه زمانه احمد←شمارهٔ ۳۴ - در سال اول مشروطه سروده استبیچاره آدمی که گرفتار عقل شد←شمارهٔ ۳۵چشم مست تو مگر یپرم بمب انداز است←شمارهٔ ۳۶استاد فاضلان سخنور ذکاء ملک←شمارهٔ ۳۷ - در وجه تسمیه بورانیشنیده ام که ز کشک و کدو برانی را←شمارهٔ ۳۸ - در تهنیت وزارت دربار امیر بهادر جنگ ۱۳۲۲ایا امیر جوان بخت شاد زی که کنون←شمارهٔ ۳۹مالیکه در جهان پی تقدیر و سرنوشت←شمارهٔ ۴۰همه صاف طینت همه پاکدامن←
۱ از ۷صفحهٔ بعد ←